خرید بک لینک

ای خوش آنروزیکه بحر عشق طوفان می کند

نخل استبداد را از ریشه ویران می کند

در فضای نا امیدی می دمد صبح امید

دست حق بار دگر خود را نمایان می کند

وعده حق می رسد امروز یا فردا ز ره

عالمی را از جلالش مات و حیران می کند

می دمد خورشید عدل از پشت ابر روزگار

با نگاهی تشنگان را نورباران می کند

می رسد آن نوگل زهرا به داد عاشقان

کعبه پنهان دلها را نمایان می کند

سالها گرچه خزان افسرده کرده باغ را

ابر رحمت مزرع دل را گلستان می کند

افکند گر پرده یکدم از جمالش یار ما

صد هزاران همچو یوسف را پریشان می کند

زنده ام با این دل #مدهوش و چشمی منتظر

با امیدی که مرا یک روز مهمان می کند

#هوشمند

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمی تاريخ: شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 23:46

صفحه بندی