خرید بک لینک

وقتی شوند قافیه با هم رباب و آب

این آب آتشی شود اندر دل رباب

سوزنده چون گدازه آتشفشان بود

وقتی که می چکد به رخ زرد اشک ناب

هر جا صدای طفل صغیری رسد بگوش

حتی صدای خنده به دل میدهد عذاب

در هر کجا که آب ببیند و یا که مشک

از هُرم خاطرات ، دلش می شود کباب

بی اختیار صبح و مسا ناله می کند

آه ای رباب! بس کن و یک لحظه هم بخواب

وقتی بخواب رفت ولی دید باز هم

تیر سه شعبه سوی دلش می کند شتاب

یک لحظه هم ز داغ دلش کم نمی شود

بارد اگر دو دیده شب و روز چون سحاب

باید اجل بیاید و از غم رها کند

ورنه خوش است با غم خود زیر آفتاب

#مدهوش ناله های رُباب است اهل دل

چنگی به دل چگونه زند نغمۀ رَباب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:07

صفحه بندی